جمعه، 4 فروردین 1396 / 2017 March 24
بازدید : 829 تاریخ درج : 1395/12/18 زمان : 17:41:00
 
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

نطق پیش از دستور حجت الاسلام و المسلمین محمد حاج ابوالقاسم دولابی نماینده مردم زنجان

بسم الله الرحمان الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
فضای فرهنگی کشور در سالهای اخیر مخصوصا در بعد فرهنگ سیاسی دچار تحولاتی شده است که متاسفانه فاصله متولیان جریان سیاست داخلی و خارجی کشور را از آرمانهای انقلاب و امام و نیز از مردم مستضعف و پابرهنه که صاحبان اصلی انقلابند زیاد نموده است.و بعضا به تقابل با ستون خیمه انقلاب و میراث صدها هزار شهید یعنی ولایت فقیه انجامیده است.
جریان مذکور در عرصه سیاست خارجی با طرح واژه هایی زیبا  و عامه پسند ، اصول اولیه تعامل با دشمن انقلاب را زیرپا گذاشته و در عرصه سیاست داخلی نیز اصول اولیه تعامل با دوستان انقلاب را نادیده گرفته است. دشمنان انقلاب را صاحب حق دانسته و دوستان انقلاب را تندرو میخواند. و منافع کشور را فدای اعتماد بی پایه بر دشمن قسم خورده این کشور مینماید. و برنامه سیاست داخلی و خارجی کشور را بر همین اساس ریل گذاری میکند. مهمترین انحرافات جریان فوق در دو بخش سیاست داخلی و خارجی قابل تبیین است.
این جریان در عرصه سیاست خارجی با رویکرد سازش محور ، و با شعار تعامل سازنده با جهان، تن به بدترین جلوه های ظلم پذیری داده است و سکوت در برابر زیاده خواهی دشمن و سازشکاری در عرصه بین الملل را عقلانیت جلوه میدهد.
از نگاه اینان جنایات امریکا ناشی از تحریک عده ای در داخل بوده و مسببین تحریک امریکا در نزد اینان منفورترند از خود امریکا.
مشابه این جریان در عرصه سیاست داخلی نیز تکرار شده، و مزدوران آمریکا و عوامل اغتشاشات داخلی و فتنه گرانی که کشور را تا سرحد سقوط پیش بردند، از نگاه این گروه انسانهایی فرهیخته و صاحب کمال هستند که رفتار آنان عکس العمل تحریک اشخاص دیگری بوده که باید تحریک کنندگان قبل از عوامل اغتشاش و یا در کنار آنان مورد محاکمه قرار بگیرند. در نظر ایشان تحریک کنندگان بسیار منفور ترند از عوامل مباشر اغتشاش و فتنه خانمانسوزری که آثار مخربش تا سالها دامن این کشور را رها نخواهد کرد.
جریان مذکور جریانی است همسوی غرب و در عمل  مقاصد غرب را برای تغییر موازنه به نفع غرب دنبال میکند و غرب هم روی این گروه سرمایه گذاری میکند
اکنون بعد از رسوایی جریان سازش در سیاست خارجی علیرغم تاکید مکرر مقام معظم رهبری مبنی بر پرهیز از دلبستن به نقطه های امید خیالی و حفظ خطوط قرمز نظام و عدم شتاب ورزی در توافق با دشمن، طرح سازش در سیاست داخلی را بعنوان آشتی ملی مطرح کرده و  با فشار به افکار عمومی بدنبال رفع حصر سران فتنه هستند. تلاش برای رفع حصر سران فتنه روی دیگر ماجرای سازش در سیاست خارجی است.
در این خصوص توجه سروران عزیز را به چند نکته جلب میکنم.
1.    دستور قرآن کریم مبنی بر:« لا تتخذوا بطانه من دونکم لا یالونکم خبالا. قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر» نسبت به دشمن داخلی و خارجی عمومیت داشته برقراری ارتباط دوستانه با عوامل استکبار جهانی را مردود میداند.
2.    تعامل سازنده اگر به معنای تن دادن به تجاوز ظالمانه دشمن و گذشتن از ظلم ها و خیانت های وی باشد، در حقیقت نه تعامل سازنده که ساده لوحی فزاینده است.« انما ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فی الدین و اخرجوکم من دیارکم و ظاهروا علی اخراجکم ان تولوهم. و من یتولهم فاولئک هم الظالمون»
تعامل سازنده با امریکای جنایتکار منوط به پذیرش مسئولیت همه خطاهای گذشته و جبران خسارات وارده است. نیز تعامل سازنده با سران فتنه و پذیرش آنان منوط به اعلان عذرخواهی به محضر ملت شریف ایران و پذیرفتن مسئولیت خسارات وارده توسط آنان است. در غیر اینصورت آشتی با آنان جز ذلت پذیری چیزی نیست.
3.    تعامل سازنده با دنیا نباید به قیمت نفوذ دشمن و عقب نشینی از استقلال  سیاسی و اقتصادی تمام شود «و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون.» تعامل مطلوب آن است که کشور را به بازار فروش تولیدات کشور مقابل تبدیل ننماید و در نتیجه به ورشکسته شدن و تعطیلی واحدهای تولیدی نیانجامد. در زمینه تعامل با فتنه گران داخلی نیز علاوه بر نکات گذشته ، تنها در صورتی این تعامل معقول است که چارچوبهای نظام جمهوری اسلامی و در رأس آن ولایت فقیه را به رسمیت بشناسند. در غیر این صورت آشتی ملی معنایی جز آشتی حق و باطل و کوتاه آمدن جریان حق به نفع جریان باطل نخواهد داشت.
4.    تعامل باید با حفظ اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و با حفظ کرامت و عزت و از موضع قدرت باشد نه اینکه با خالی نشان دادن خزانه و گره زدن آب آشامیدنی به رفع تحریمها خالی نشان دادن خزانه و بزرگ نشان دادن قدرت نظامی دشمن و با کبکبه و دبدبه به استقبال یک هواپیمای وارداتی رفتن، اوج ذلت و نیاز مندی و فقر و فاقت خودمان به غرب را به نمایش بگذاریم.
5.    نسبت تعامل سازنده با دستور اکید مقابله به مثل چیست؟ مگر قرآن نفرموده است که فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم . مسئولین ما غیر از سخنوری در قبال نقض عهد و ظلم های آشکار آمریکا بعد از برجام چه عکس العملی از خود نشان دادند؟ در قبال بلوکه شدن 2 میلیون دلار از در آمدهای ایران توسط دولت غاصب امریکا چه کردند؟ در قبال تمدید تحریمهای داماتو چه عکس العملی جز یک بیانیه بی اثر از خود نشان دادند؟ در قبال تحریمهای جدید کنگره و سنای آمریکا جز ابراز تاسف چه کردند؟
و در اخرین فقره در قبال محکومیت 1.5 میلیون دلاری ایران توسط امریکا چه اقدامی انجام دادند؟ و گویا این رشته سر دراز دارد و معلوم نیست تا کی باید تاوان بی توجهی به دستورات ولی فقیه و عبور از خطوط قرمز نظام را بپردازیم.
امیر المومنین (س) فرمود: الوفاء مع اهل الغدر غدر عند الله و الغدر مع اهل الغدر وفاء عند الله
آیا سکوت در برابر این هجمه ها تعامل سازنده است یا خواری فزاینده؟
6.    تعامل سازنده خوب است مشروط به اینکه روحیه جهاد و شهادت طلبی با عناوینی چون جنگ طلبی و خشونت طلبی مورد هجمه جریان سازش قرار نگیرد. تعاملی که با حذف جریان جهاد و شهادت و از باب مثال حذف درس حسین فهمیده از متن کتب درسی و حذف عنوان شهید از نام شیخ فضل الله نوری در کتب درسی شکل بگیرد به یقین تعاملی از سر ضعف و زبونی خواهد بود.
7.    نظریه تعامل سازنده با دشمن اما در بعد تعامل با دوستان،  بر تحقیر مستضعفان و پابرهنگان استوار است. تحقیر از طریق حرکت به سوی اشرافیگری که از مهمترین نمادهای آن فیش های نجومی و اختلاسهای کلان است. اختلاسهایی که البته چون از ناحیه دوستان است معوقات بانکی نامیده میشود، مسئولانی متصدی کارها میشوند که در تمام عمر جمهوری اسلامی دارای سمت های بالا بوده و در حال انجام وظایف خود به ثروتهای هزار میلیاردی دست پیدا کرده اند و طبعا مهمترین دغدغه آنان تامین حق فراغت فرزندان و هزینه تحصیل نزدیکانشان در اروپا و امریکاست.
در برابر این دسته هیچ اقدامی نمیشود و آنها ذخیره نظام خوانده میشوند. و طبق آخرین اخبار یکی از نجومی بگیران که مدیر صندوق توسعه ملی بود، به سمت رییس هیات مدیره صندوق ملی محیط زیست منصوب میشود..در برابر لغو یک سخنرانی در کشور جنجال راه میاندازند و برخی از بزرگان نظام و شخصیتهای برجسته مجلس خبرگان را بی رحمانه مورد توهین و اتهام قرار میدهند اما نسبت به خودسوزی همسر یک جانباز در اعتراض به مشکلات معیشتی سکوت میکنند.
سلب مسِولیت از خود و انداختن تقصیر بر گردن گذشتگان در موارد مختلف از جمله موارد اخیرخوزستان نیز در همین راستا ارزیابی میشود.  در شرایطی که رهبر معظم از بیکاری جوانان ابراز شرمندگی میکنند، اینان از عدم شرمندگی خود در برابر مردم سخن میگویند.
تردیدی نیست که ادامه حیات این جریان به یقین خطرات جبران ناپذیری را برای جمهوری اسلامی به دنبال خواهد داشت.
8.    در آستانه انتخابات پیش رو جریان مذکور دست به دامن غرب شده اند و آشکارا و نهان برای غرب پیام میفرستند که اگر میخواهید ما رأی بیاوریم چنین و چنان کنید.(تسرون الیهم بالموده و انا اعلم بما اخفیتم و ما اعلنتم). متاسفانه قبح حمایت غرب ازیک گروه در حال ریخته شدن است و حمایت بیگانگان از یک جریان در حال عادی شدن است.
امام فرمودند: اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه های امریکا از ما تعریف کنند آن وقت است که مردم باید بگویند قضیه چیست؟ یک قضیه ای است که دارند تعریف میکنند .
توجه به این نکته ضروری است که در انتخابات قبل دو گانه انرژی هسته ای و پیشرفت را مطرح کردند و در انتخابات پیش رو دو گانه اقتدار نظامی و پیشرفت را مطرح میکنند.
کوتاه آمدن از اقتدار نظامی که نشانه های آن در انتقاد از مانورهای نیروهای مسلح و فعالیتهای موشکی و حمایت از جنبش های مقاومت مانند حزب الله لبنان نشانه های آن ظاهر شده است، به یقین خط مشی اصلی جریان سازش در انتخابات پیش رو خواهد بود و فضاحت جریان سازش در گذشته باید ، چراغ راهی باشد برای انتخاب صحیح در انتخابات پیش رو.
به یقین نمایندگان محترم خبرگان گزینه ای که واجد صلاحیتهای لازم باشد را در نظر دارند و برای تحقق آرمانهای انقلاب یعنی استکبار ستیزی و حمایت از مستضعفان در وقت خود اقدام خواهند کرد
9.    آخرین نکته را در قالب  چند سؤال مطرح مینمایم:
برای آینده نظام اسلامی چه فکری کرده ایم؟ تا کی باید این روند ادامه یابد. آیا نباید برای آینده نظام کادرسازی کرد؟ آیا نباید افرادی آماده به کار برای مناصب مهم کشوری اعم از ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و سایر مناصب نظام تربیت کرد؟
تربیت کادرهای آینده برای مناصب حساس نظام وظیفه چه کسی است؟ حوزه علمیه برای پرورش کادرهای مورد نیاز نظام چه اقدامی انجام داده است؟ آیا خبرگان در این باره وظیفه ای ندارند؟ آیا وقت آن نرسیده است که با ایجاد شبکه گردشی نخبگان کشور، هم از رکود  در مناصب مختلف جلوگیری کنیم و هم با ایجاد زمینه برای استعدادهای جدید به کادرسازی برای آینده نظام مبادرت ورزیم؟
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال نظر
نویسنده
متن
*